به زمین میزنی و میشکنی عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و میسازی سرد در دلی آتش جاویدی را
دیدمت,وای چه دیداری وای...این چه دیدار دلازاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد که مرا با تو سر و کاری بود
کم کم پائیز هم داره از راه میرسه,فصلی که من از اون خاطره های زیادی دارم فصلی که با هر لحظه اش زندگی کردم,بچگی کردم,سادگی کردم و عاشقی کردم.............
فصلی که زیر نم نم بارونش از ته دلم خندیدم ولی کسی نفهمید فصلی که زیر نم نم بارونش زار زدم بازم هیچکی نفهمید.
وای چقدر پائیز غریب درست مثل خودم.
یادمه تو پائیز دلم واسه باغچه ها می سوخت واسه گلای حیاطمون ولی........راستی! اونام دلشون برا من می سوزه؟؟
کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد میشد آفتاب دیدگانم سرد میشد
وه چه زیبا بود اگر پائیز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند شعری آسمانی........
در کنارم قلب عاشق شعله میزد در شرار آتش دردی نهانی
نغمه ی من....
همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دل های خسته
پیش رویم:چهره ی تلخ زمستان جوانی...
پشت سر:منزلگه اندوه و درد و بد گمانی..
وای که چقدر من از پائیز خاطره دارم...اما الان نمی خوام بگم پائیز قشنگ نیست چرا هنوزم قشنگه حتی وقتی اون نیست.
می خوام همه بدونن من بزرگ شدم,من از هیچکسی هیچ کینه ای تو دلم ندارم من هنوز عاشق پائیزم من می خوام زیر بارونش راه برم بخندم ,گریه کنم...حالا هم می خوام با هر لحظه اش زندگی کنم...زندگی کنم...زندگی کنم...
تمام خاطره های بدی که از اون برام مونده دارم از تو قلبم پاک میکنم ولی خوباشو نگه میدارم تا وقتی یادم افتاد با خودم بگم عشق من خوب بود ولی....
چقدر زندگی داره واسم شیرین میشه,احساس می کنم سبک شدم راستی! چقدر زندگی قشنگه.
چیزای زیادی واسه دوست داشتن وجود داره......وای خدای من چقدر دوستت دارم.
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه! پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم,که
همین دوست داشتن زیباست.
****************************************************
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:خاموش در اینجا چه نشستی؟گفتم:
بوی "محبوبه ی شب"میبرد از هوش مرا
بوی محبوبه ی شب,بوی جنون پرور عشق
وه,چه جادوست که از هوش برد بوش مرا
بوی محبوبه ی شب,نغمه ی چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست
آن که کرده ست به یکباره فراموش مرا...
****************************************************
**من خلاف جهت آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم.
**آخرین دانه ی کبریتم را میکشم در این باد هر چه باداباد...
****************************************************
احتمالا این آخرین آپم بود,از همه ی شما دوستای گلم واقعا ممنونم که منو تنها نذاشتین,دلم واسه همتون تنگ میشه خیلی هم دوستون دارم امیدوارم همیشه خوب و خوش باشین واستون بهترین چیزا رو آرزو میکنم.
****************************************************
من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه..................



